تبلیغات
امواج - هنر دینی چیست؟ what is religious art

هنر دینی چیست؟ what is religious art

تاریخ:جمعه 11 آذر 1390-09:00 ق.ظ

نوشته: اف. توماس تروتر
ترجمه و تلخیص: محمد حسین رحمانیان


مقصود از هنر دینی چیست؟ آیا هنری است كه موضوعات دینی را به نمایش می‎گذارد؟ یا هنری كه اثر هنرمندان مذهبی است؟ یا هنری كه توسط برخی گروه‎های مذهبی یا كلیساها رسماً جهت داده و معین شده است؟
هریك از تعاریف فوق زمانی برای هنر دینی به‎كار می‎رفته‎اند. عمومی‎ترین تعریف برای هنر دینی عبارت است از هر آنچه موضوعات مربوط به كتاب مقدس را بنمایاند. چنین هنرهایی مخصوصاً در قرون اخیر فراوان می‎باشند كه هنوز هم چشم‎گیرند.
آیا می‎توان هنر دینی را به هرآنچه هنرمند مذهبی انجام می‎دهد تعریف كرد؟ چنین بیانی در رنسانس، یعنی هنگامی به‎كار می‎رفت كه كلیسا هنرمندان بزرگی را به‎كار گرفت كه نه تنها در موضوعات مربوط به كتاب مقدس بلكه در اسطوره‎شناسی باستان نیز تجربه داشتند. در طول تاریخ، "هنر دینی" عبارت بود از هر هنری كه كلیسا رسماً به دینی‎بودنش تصریح می‎كرد.
تعریف اصطلاح هنر دینی هنوز لاینحل باقی ماند‎ه‎است. موضوعات مربوط به كتاب مقدس ممكن است برای مقاصد غیر دینی در نقاشی‎ها استفاده شوند. دینِ هنرمندان ربطی به نوع و چگونگی كارشان ندارد. به طوری كه نقاشان مؤمن ممكن است هرگز در "دینی" ارائه نمودن هنرشان به‎اندازة غیرمؤمن‎ها موفق نباشند. برخی از قوی‎ترین آثار هنـر دینی در روزگار اخیر توسط هنرمندانی تهیه شده‎اند كه خودشان به تشكیك در سنت‎ها و ارزش‎های دینی معترف بود‎ه‎اند.
منظور از واژة دین (Religion=) چیست؟ این واژه از یك كلمة قدیمی لاتین به معنی "به‎هم‎گره‎زدن" اخذ شد‎ه‎است. دین، تلاش و جستجوی بشر برای ایجاد ارتباط [بین اجزای هستی] و درك معنا در شناخت جهان است. وقتی ابتدایی‎ترین فرهنگ‎ها خواستند ارتباطی بین تولد و مرگ و فصول سال بیابند، یك دیدگاه دینی را [براساس این ارتباط] بنیان نهادند. هنگامی كه اشكال مختلف بت‎پرستی بخشی از تلاش‎های آنها برای تأثیرگذاری بر جهان شد، می‎كوشیدند همه چیز را به هم ربط بدهند و ماورای آن جهانی كه اغلب وجود دشمنی را در احساسات بشر نمایان می‎ساخت، مفهومی نو ایجاد كنند. دین هر نگرشی است كه در قبال جهان، وقایع جهان و نیرویی كه اجزای هستی را در یك كلِّ منسجم و تجربی به هم پیوند می‎زند، اتخاذ شود.
طبق بحث فوق، هنر لزوماً نباید از جهت كتاب مقدس، اهمیت موضوعی داشته باشد تا دینی خوانده شود. هر شور و هیجان احساس شده یا هر بینشی در بارة عالم وجود كه با قدرت وقوت بیان شده باشد، بایستی به عنوان هنر دینی تلقی شود. در فرهنگ‎های گذشته، دیـن و هنر تقریبـاً یـكـی بـود‎ه‎اند. ساختمان‎ها، نمادها و موسیقی‎های دینیِ یك فرهنگ، هنر است و هنرِ آن فرهنگ، دینِ آن فرهنگ است.
هنر عبارت است از فرآیند بیان عواطف و آرمان‎های بشری، در قالب شكل یا رویداد عینی و ملموس، از شادی‎های سادة انسان گرفته تا بیانات پیچیدة فلسفی. یك اثر هنری، واقعی و عینی است. رویدادی است كه به بیننده كمك می‎كند بین تجربة خود و آنچه هنرمند دربارة آن بیان كرده، ارتباط برقرار كند.
قبل از این تعریف، ما هنر را زیبا، پیراسته، متقارن یا آرام‎بخش می‎دانستیم. هنر ممكن است مبین چنین توانایی‎هایی باشد؛ لكن اگر تعریف فوق از هنر درست باشد، علاوه بر موارد مذكور، همزمان زشت، آشفته، نامتقارن و چندش‎آور نیز هست. چون گاهی برخی از مردم، جهان را اینگونه ادراك می‎كنند.
پس چگونه قضاوت كنیم؟ آیا یك اثر هنری، صرفاً یك قطعة هنری خوب به شمار می‎رود یا یك اثر هنر دینی است؟ احتمالاً این یك سؤال بی‎ربط است. سؤال مهم این است كه آیا یك اثر هنری بیانگر دیدگاهی توانمند از زندگی هست یا نه و بدون در نظر گرفتن اهمیت موضوع، آیا اثر هنری برخی از حساسیت‎های دینی را در بیننده برمی‎انگیزد؟
یك اثر هنری هم می‎تواند از حیث موضوعیت دینی اهمیت داشته باشد و هم یك بیان غیردینی به‎شماررود. همچنین، یك اثر هنری نامربوط به كتاب مقدس می‎تواند با قدرتی بیان شود كه یك اثر كاملاً دینی تلقی شود.
[برای دینی شمرده شدنِ اثر هنری،] صِرف نشان دادن موضوع دینی كافی نیست. یك نقاشیِ نشان‎دهندة موضوعی دینـی، شاید یك مفهوم ناب دینی را ارائه دهد؛ لكن تجربة بیننده نیز ممكن است محدود به دانش او از یك صحنه یا واقعة دینی خاص باشد. از سوی دیگر رفتاری نشأت گرفته از رویدادهای مشترك در زندگی و تجارب بشر ـ كه آنچنان به وسیلة حسِ هنرمند پرداخت شده كه قوت آن، بیننده را تحت تأثیر قرار می‎دهد ـ بی‎تردید یك رویداد دینی است و بین پدیده‎ها ارتباط برقرار می‎كند.
به نقاشی هْلمن‎هانت با عنوان "نور عالَم"  بنگرید كه چه زیباست و نمودار احساس لطیف هنرمند می‎باشد. این نقاشی آكنده از نمادهای دینی است؛ ولی در بیان یك حس نیرومند از آرمان یا هیجان بشری ناموفق بوده‎است. اكنون نگاهی به نقاشی جورج روئولت با عنوان "شاه پیر" بیندازید كه نمایانگر پادشاهی قدرتمند است كه گلی ظریف در دست دارد، فك‎هایش را به هم فشرده و به غایتمندی زندگی و پوچی قدرت فانی می‎اندیشد. كدامیك از این دو نقاشی دینی محسوب می‎شود؟ هر دو دینی‎اند؛ ولی نقاشی "شاه پیر" علاوه بر دینی بودن، یك اثر هنری بزرگ نیز به حساب می‎آید.
بگذارید فرضیة خود را با نگاه به دو تعبیر هنری در مورد عیسی(ع) بیازماییم. به نقاشی محبوب "سر مسیح" اثر وارنر سالمن و نقاشی سر مسیح اثر مانیاس گرانوالد بنگرید. مسیح سالمن ساختگی، خوش‎سیما، اروپایی و موطلایی است كه نگاهی شل به 0آسمان دارد. از طرفی گرانوالد، مسیح را در رنج و صلیب نشان می‎دهد و فشار تاج خار بر سر مسیح، خون را به جریان می‎اندازد. این تصویر، تعبیری هولناك از درد و رنج را در غالب موضوع به نمایش می‎گذارد و با معیارهای ظاهری، یك مسیح زشت و ناخوشایند را می‎نمایاند. كدامیك از تصاویر فوق، در مورد حس اقتدار و راز توانمندی خدا در تجسد، بیشتر سخن می‎گویند؟ آن كه خونسرد و آرام و ضعیف است یا آن كه خود را در رنج و تعب دنیا می‎اندازد تا عشق الهی را آشكار كند؟ مردمِ امروز ممكن است مسیح خوش‎سیما را بیشتر بپسندند؛ اما حوادث سوزناك زمان ما مسیحِ در صلیب را نیرومندتر می‎كند و ما می‎توانیم با مسیح همدردی كنیم.
 این نگرش، ما را به مسألة نهایی در مورد هنر دینی می‎رساند. هنر اینقدر در زندگی و اجتماع بشر مفید است كه از آغاز تمدن، ستم‎پیشگان تلاش در كنترل آن نموده‎اند: "نگذار افق‎های هنر، وسیع‎تر از خواسته‎های حاكمان شود تا مردم را تحت انقیاد و كنترل درآوری." به همین خاطر است كه نازی‎ها در آلمان و كمونیست‎ها در شوروی برای هنرمندان زحمات فراوانی ایجاد كردند و به همین دلیل است كه حمله به هنرمندان در فرهنگ ما، به مثابه حمله به آزادی خود ما در دانش‎اندوزی و اعتقاد است.
حتی پلاتو دستور داد كه در حكومت مطلق او، هنرمندان باید به دقت تحت نظر باشند. ما در جامعه‎ای آزاد زندگی می‎كنیم و اگر هنرمندان آزاد باشند، می‎توانند پیامبرانی در چنین جامعه‎ای به شمار روند. هنرمندان، رازهایی از نهاد ما به ما می‎گویند كه سنت‎های دینی ممكن است اجازة اقرار به آنها را به ما ندهند. به تعبیر مختصر، یك نوع نقش دینی را برای ما ایفا می‎كنند و روح خلاقیت و نوگرایی ما را در جستجو برای معنا و مفهوم در تاریخ و زندگانی بشر باز نگه می‎دارند. بدون آنها زندگی روالی صوری و عاری از احساس خواهد داشت نه متهورانه، نوپا و واقعی.
اگر به نگارخانة محلّی در موزه یا دانشكده یا دانشگاه نزدیك خودتان نرفته‎اید، چرا سری بدانجا نمی زنید تا سؤالاتی را كه در این مقاله مطرح شده از خود بپرسید؟ با یك هنرمند آشنا شوید و سعی كنید بفهمید چه عواملی او را به تفكر یا تكلم وامی‎دارد. سپس در ذهن خود، در مورد مفهوم زندگی، این سؤال را از خود بپرسید: چگونه بین همة این عوامل ارتباط برقرار كنم؟
دین، زندگی است. آن زندگی كه بدون سؤالات و كشمكش‎های معنوی گذرانده می‎شود، البته یك زندگی ملال‎انگیز است. هنگامی كه انجام اعمال عبادی برای ما از روی عادت بوده هیچ توجه معنوی به آنها نداشته باشیم، طبعاً این اعمال، خسته كننده و بیهوده خواهند بود و لذا هرچه خدا را بپرستیم و در ظاهر به خواسته‎های او گردن نهیم، گویی هیچ كاری نكرده‎ایم. به همین دلیل است كه دین و هنر، بخشی از تلاشی وسیع‎تر برای دریافت معنا و مفهوم هستند و ما به هردوی آنها نیازمندیم.
By F. Thomas Trotter
مأخذ مقاله انگلیسی:
 
سایت درج ترجمه مقاله:
 


نوع مطلب : ترجمه های من  فرهنگی 





Admin Logo
themebox Logo