تبلیغات
امواج - خلاصه بدایة الحکمة ـ 21

خلاصه بدایة الحکمة ـ 21

تاریخ:شنبه 14 مرداد 1391-08:00 ق.ظ

مطالب قبل

فصل 6 – علت فاعلی هشت قسم دارد.
علت فاعلی علتی است که به معلول افاضه وجود کند. آتش افاضه وجود به گرما میکند و علت فاعلی گرماست. هر علتی که وجود را به معلول بدهد علت فاعلی است. علت فاعلی طبق

تقسیم بندی ثنائی چنین است:
1. علم به فعلش ندارد. (مثل آتش که علم به فعلش ندارد)
1-1. فعل او سازگار با طبع اوست. (فاعل بالطبع – قسم اول) مثل قلب انسان که فاعلش انسان است و علم به انسان ندارد و سازگار با طبع انسان هم هست مگر این که مریض باشد. (عضو انسان در هنگام سلامت)
1-2. فعل او سازگار با طبعش نیست (فاعل بالقسر – قسم دوم) اگر قلب انسان با طبعش سازگار نباشد بیماری حاصل شده است. (عضو انسان در هنگام مرض)

2. علم به فعلش دارد.
2-1. فعل او بدون اراده او باشد. (فاعل بالجبر – قسم سوم) مثل انسانی که مجبور شده کاری را انجام دهد.
2-2. فعل او با اراده اوست.

2-2-1 علم او به فعلش عین فعلش است. (فاعل بالرضا – قسم چهارم) مثل ساختن صور خیالی توسط نفس. همین که میسازد هم به او علم پیدا میکند و هم فعل او محقق میشود.
2-2-2 علم او به فعلش عین فعلش نباشد
2-2-2-1 علم او همراه با انگیزه ی زائد بر ذات او باشد. (فاعل بالقصد – قسم پنجم) مثل افعال اختیاری انسان یا معلم که تدریسش فعلش است هم علم به فعلش دارد هم اراده دارد هم علمش عین فعلش نیست و هم انگیزه او برای تدریس زائد بر ذات خودش است.
2-2-2-2 انگیزه او زائد بر ذاتش نیست.
2-2-2-2-1 علم او زائد بر ذات اوست (فاعل بالعنایه – قسم ششم) مثلا کسی لب بام ایستاده است و همین که تصور سقوط کند واقعا از آن بالا بیفتد. اصلا انگیزه افتادن ندارد اما فقط به افتادن فکر میکند و عملا علیرغم میل باطنیش می افتد.
2-2-2-2-2 علم او زائد بر ذاتش نباشد. (فاعل بالتجلی – قسم هفتم) مثل فاعلیت خداوند متعال.

نکته 1 – از نگاه اشراقیون فاعلیت خدا از قبیل فاعلیت بالرضاست و از نگاه مشاء فاعلیت خدا از قبیل فاعلیت بالعنایه است. از نگاه حکمت متعالیه، ملاصدرا و علامه فاعلیت خدا از قبیل فاعلیت بالتجلی است.

نکته 2 – اگر به هر یک از فاعلهای هفتگان این حیث فعلی را نسبت دهیم که خود این فاعل و فعلش، مفعول یک فاعل دیگر باشند به آن، فاعل بالتسخیر گوییم. مثلا من الان فاعل بالقصد مطالعه فلسفه ام. اما از این حیث که هم خودم و هم فعلم، مفعول خداوند متعال است، فاعل بالتسخیر هم هستم. لذا همه ما در همه افعالمان فاعل بالتسخیر هم هستیم چون تحت تسخیر خداوندیم. تنها فاعلی که تحت تسخیر هیچ کس نیست خداوند متعال است.

فصل 7 – علت غایی
علت غایی عبارت است از کمال نهایی که فاعل، فعلش را برای نیل به آن انجام میدهد. تمام موجودات حتی اشیای بی شعور یک علت غایی دارند. اما نوع علت غایی هر موجود فرق میکند. اگر در فعل فاعل، اراده نقش داشته باشد غایت او مراد اوست. هر آنچه که اراده کرده به آن برسد غایت اوست. اگر در فعل فاعل اراده نقش نداشته باشد، غایت همان نقطه کمالی است که فاعل نهایتاً به آن میرسد. مثلا کمال و غایت دانه گندم خوشه شدن است. نقطه کمال نطفه و علت غایی آن، انسان شدن است. علت غایی توپ فوتبال، قرار گرفتن در دروازه است.

نکته – عنایت الهی به این تعلق گرفته است که هر نوعی به کمال مطلوب خودش برسد. مگر این که بر اثر تزاحم اسبابی که بر این دنیای مادی حاکم است، از نیل به غایت باز مانَد.

فصل 8 – تمام افعال ارادی و غیر ارادی دارای علت غایی هستند.
اصولا جهان بینی را بر اساس علل غایی ترسیم میکنند. همه چیز یک علت دارد. حتی بازی بچه ها و حتی افعالی که بر حسب عادت انجام میگیرند ولو فعل باطل. فعل باطل از نگاه فلسفی فعلی است که ناقص انجام شود و نتواند به غایتش برسد.

فصل 9 – هیچیک از امور عالم اتفاقی و از روی شانس نیست.
اتفاق اصطلاحات متعدد دارد. آنچه که مقصود ما از اتفاق است امری است که بدون علت تحقق یابد. لذا هیچ امری در عالم رخ نمیدهد که علت غایی و علت فاعلی نداشته باشد. ولو حوادث نادری مثل یافتن گنج به صورت ناگهانی.

فصل 10 – هر نوع دارای دو علت داخلی است.
یکی آن صورتی است که به او هویت فعلی اش را افاضه کرده است (علت صوری) و دیگری ماده که استعداد تبدل و پذیرش صورتها را داراست. (علت مادی)
اگر علت مادی و علت صوری با هم ترکیب شوند علت فاعلی حاصل میشود. لذا علت فاعلی دارای دو جزء علت مادی و علت صوری است. از این دو علت، نوع به دست می آید. در مورد انسان، ماده، تن انسان است که روح انسان آن را به این شکل در آورده است.

فصل 11 – علل جسمانی چیست؟
عللی هستند که جسم باشند. در علوم تجربی دنبال اینگونه علل می گردند. چون میتوان با حواس آنها را حس کرد.

دو حکم علل جسمانی:
1. آثار (افعال) علل جسمانی محدود هستند. (متناهی اند) و این محدودیت از سه جهت است: از جهت تعداد (بی نهایت نیست)، زمان (ابدی نیست) و شدت (منظور از محدودیت شدت اینست که فعل علت جسمانی از کوتاهی زمان انجام گرفتن محدودی برخوردار است. هر فعلی تا بخواهد انجام بگیرد مدت زمانی طول خواهد کشید. اما این طول کشیدن میتواند کمتر از این هم باشد. هر چقدر هم زمان انجام فعل کم باشد میتواند از این کمتر هم باشد. تا جایی که به حد کن فیکون میرسد. لکن زمان تحقق علل جسمانی نمیتواند از حد خاصی کمتر باشد.)
2. تأثیر علل جسمانی مشروط به وضعیت خاصی است. یعنی باید از حیث مکان وضعیت خاصی داشته باشد. کاغذ باید از حیث مکان به آتش مجاور باشد تا آتش بسوزاند وگرنه آتش نمیسوزاند.



نوع مطلب : فلسفه 





Admin Logo
themebox Logo