تبلیغات
امواج - پژوهش رسانه ای

پژوهش رسانه ای

تاریخ:دوشنبه 1 اسفند 1390-04:42 ب.ظ

کاربرد و فایده این بحث
1. پل ارتباطی بین پژوهشگر و رسانه
2. پژوهش محض رسانه ای مراد نیست. پژوهش برنامه ای مد نظر است. محتوایی تحقیقی که تولید میکنید باید در محصول رسانه ای تأثیر داشته باشد. پژوهش برنامه ای هم دو گونه است. یک نوع مستقیما در تولید رسانه ای استفاده میشود. نوع دیگر در ارتباط با تولید رسانه ای هست اما مستقیما در تولید برنامه ای استفاده نمیشود بلکه به برنامه ساز کمک میکند تا در تهیه برنامه موفق تر باشد. لذا در اینجا میخواهیم ویژگیهای این دو نوع پژوهش رسانه ای را بهتر بشناسیم.
3. شناخت و ایجاد اقتضائات بین پژوهش و رسانه

پژوهش رسانه ای پژوهشی است که برای رسانه انجام میشود. هدف ما این است که از نتایج این پژوهش در رسانه استفاده کنیم. لذا از نظر هدف یک پژوهش کاربردی است. از نظر روش میتواند کمی یا کیفی باشد. از نظر سطح میتواند هر نوع باشد. از نظر عمق و از نظر و از نظر زمان هم همینطور است ولی از نظر رویکرد بیشتر ارزشیابی است اگر چه محض هم هست.
پژوهش بنیادی پژوهشی است که هدفش فقط افزایش دانش است و پژوهشگر در ابتدای تحقیق نمیتواند کاربرد خاصی برای آن تعریف کند و حتی ممکن است نتوان کاربردی برای آن تعریف کرد. اگر نتوان برای پژوهش بنیادی یک کاربرد تعریف کرد آن پژوهش هم رسانه ای نیست وگرنه میتواند رسانه ای باشد.
پژوهشگر مسئول انرژی، زمان و هزینه ای است که صرف تحقیق آن میکند. لذا نمیتواند خود را کنار بکشد و بگوید که این پژوهش بنیادی که دارم انجام میدهم نمیدانم چه فایده ای ممکن است داشته باشد. باید برای سازمان رسانه ای قانع کننده باشد که این تحقیق بنیادی به چه درد او خواهد خورد.
پژوهشهای صددرصد کاربردی هم اگر در رسانه کاربردی نداشته باشد یک پژوهش غیر کاربردی برای رسانه است. در رسانه پژوهشی کاربردی تلقی میشود که کاربرد آن برای خود سازمان رسانه ای مشخص باشد.

عقلی و نقلی
حداقل 4 نوع شناخت و معرفت داریم:
1. حسی: از طریق حواس
2. عقلی: از طریق استدلال و برهان عقلی
3. نقلی (استنادی): از طریق اعتماد به منابع موثق که از طریق حس یا عقل به آنها نرسیده ایم
4. شهودی یا قلبی

تحقیقات عقلی و نقلی فقط در علوم اسلامی استفاده نمیشود. بلکه در تحقیقات صد درصد علمی و تجربی هم استفاده میشود. در مبانی نظری تحقیق از پیشینه استفاده میشود که جنبه های نقلی تحقیق است.
اگر بخواهیم در زمینه مسائل نقلی تحقیق کنیم باید ببینیم آن رشته علمی که میخواهیم در چارچوب آن تحقیق کنیم چیست. برای مثال، فقه روشهای خاص خودش را دارد. مثلا باید با استفاده از رجال سلسله روات را خوب بشناسد. یا واژه شناسی و معانی و بیان را بداند تا ادبیات حدیث را خوب بشناسد. تأویل و تفسیر نیز ممکن است کاربرد پیدا کنند.

انواع پژوهش رسانه ای

الف) بر اساس فرایند تولید و پخش برنامه
1. پژوهشهای رسانه ای قبل از تولید: یا برای سوژه یابی یا موضوع یابی انجام میشوند. ضعف برنامه سازی خیلی وقتها از همین جا ناشی میشود. این نوع پژوهش یا برای برنامه سازی است یعنی برنامه ساز برای تهیه برنامه خود نیاز به دانستن مسائلی دارد که بتواند برنامه را شروع کند. یا برای نیازسنجی است.
2. حین تولید: یک نوع از اینها، پژوهشهای ارزشیابی هستند. در این تحقیق میخواهیم بدانیم برنامه تا چه حد به هدف خود رسیده است. یا میخواهیم بدانیم آیا با این روند به اهداف خود خواهیم رسید یا نه باید از الان جلوی ضرر را بگیریم. یک نوع دیگر تحقیقات پیش آزمون است. برای این که بدانیم پخش این برنامه چه تأثیری میتواند بر مخاطب بگذارد. ممکن است تحقیق تکمیلی باشد یعنی یک برنامه در حال ساخت است و تیم تولید پی میبرد که نیاز به دانستن یک سؤالاتی است که به آن نپرداخته است. مثلا لباس مردم در آن فیلم تاریخی چگونه بوده است. چون در حین ساخت انجام میشود و برای تکمیل کار است لذا به آن تکمیلی گفته میشود.
3. بعد از تولید و قبل از پخش: میتواند تحلیل محتوا یا تحلیل نشانه شناسی یا تحلیل گفتمان باشد.
4. حین پخش: مخاطب سنجی (تعداد مخاطبان)، مخاطب شناسی (شناخت گروههای مخاطب)، رضایت سنجی
5. بعد از پخش: ارزشیابی بعد از پخش، پس آزمون (Post test)

این که پژوهش برنامه ای به چه صورت انجام شود بستگی به قالب برنامه دارد. مثلا اگر برای مستند علمی پژوهش انجام میشود یا برای یک برنامه نمایشی یا یک گفتگوی خبری هر کدام اقتضائات خاص خود را دارند.

پژوهش راهبردی یا استراتژیک جزو پژوهشهای بنیادی هستند ولی در رسانه به آنها نیاز داریم. مانند آینده پژوهی. این گونه پژوهشها چون جهت گیری های کلی را نشان میدهند مهم اند اما باید از ابتدا مشخص شوند که کاربرد آنها چیست و برای چه مخاطبانی انجام میشوند.

پژوهشگر برنامه ای
1. متصل: اگر یکی از اعضای تیم تولید در کنار کارگردان و... باشد پژوهشگر برنامه ای متصل است.
2. منفصل: اگر در کنار اعضای تیم تولید نباشد و جداگانه انجام میدهد پژوهشگر برنامه ای منفصل است.
در جهان آنچه که شناخته شده است پژوهشگر متصل است. کتابهایی هم که در این مورد ترجمه شده اند، دقیقا درباره پژوهشگر متصل هستند.
یکی از کارهایی که پژوهشگر برنامه ای ممکن است انجام دهد این است که مثلا تلفظ درست یک  کلمه که باید یک گوینده بگوید را مشخص کند. یا مثلا اطلاعاتی را درباره یک شخص یا حادثه یا سازمان یا منطقه بدست آورد و در اختیار تیم تولید قرار دهد. برنامه ای که خوب اجرا میشود به دلیل این است که اطلاعات دقیقی راجع به مطالبی که تهیه کننده یا مجری نمیداند جمع آوری شده است. ممکن است از پژوهشگر خواسته شود آمارهای دقیقی مثل میزان مطالعه در کشور، آمار موالید، تصادفات و غیر جمع آوری کند. یا حتی ممکن است بازخورد برنامه و رضایت و عدم رضایت مخاطبان را بدست آورد. یا افراد صاحبنظری که میتوانند در برنامه کمک کنند شناسایی کند و تلفن آنها را بدست آورد. یا اطلاعاتی را در خصوص یک منطقه که قرار است کاری درخصوص آن صورت گیرد بدست آورد. چنین پژوهشگری درهر لحظه که تیم تولید نیاز به اطلاعات داشته باشد حاضر است و به آنها کمک میکند.
پژوهشگر برنامه ای منفصل چون مستقیما در ارتباط با تیم تولید نیست ممکن است فعالیتهایش دقیقا پاسخگوی نیاز تیم تولید نباشد و بالطبع ایراداتی به کار او وارد خواهد بود که مثلا خواهند گفت کار او رسانه ای نیست. یعنی به درد تیم تولید نمیخورد. اما او از کجا بفهمد پژوهشی که کرده است مفید تیم تولید بوده است؟ بهترین راه دیدن برنامه است و این که پژوهش تا چه حد در برنامه استفاده شده است.

پژوهشگر منفصل چکار باید بکند؟
کسانی که به عنوان پژوهشگر منفصل خدمت میکنند باید دوستان هم فکر خود را بیابند که در زمینه تولید برنامه فعالیت دارند. اگر کسی که ایده و فکر و اندیشه برای برنامه سازی دارد بتواند با پژوهشگر همکاری کند و یک تیم خوب تشکیل دهند میتوانند موفق باشند.
همفکر بودن پژوهشگر با تیم تولید مهم است. در صورتی که هم فکری و هم هدفی وجود نداشته باشد طبیعی است که به یک سمت و سو نخواهند رفت.

فازبندی اجرای پژوهش برنامه ای
پژوهشگر باید در فاز اول و شروع کار خود، متن برنامه را تهیه کند.
فاز دوم فرامتن است. یعنی گفتگوها و توصیف صحنه چه باشد و در چه زمانی باید صورت گیرد.
فاز سوم این است که این سناریو کاملتر شود و به تفکیک سکانسها و پلانها نوشته شود. همچنین دوربین ، نور، زاویه دوربین، شاتها و غیره هم لحاظ شوند.
در این صورت یک سناریوی کامل خواهد بود که آماده کلید خوردن است.
پژوهش حتی اگر به صورت دیالوگ در آید ولی  سکانها و پلانها در آنها تفکیک نشوند این سناریو کامل نخواهد بود.
اشکالی ندارد که یک پژهشگر برنامه ای فقط فازاول را انجام دهد ولی این یک اثر فراوری نشده خواهد بود و نباید انتظار داشت اثر فراوری شده بر اساس آنچه باشد که پژوهشگر انجام داده است.

عناصر پژوهش برنامه ای
برای انجام پژوهش برنامه ای باید مراحل زیر را طی کرد:
1. نوع رسانه مشخص شود که رادیوست یا تلویزیون یا غیره
2. ساختار یا قالب برنامه هم مشخص شود که گفتگوست یا مستند یا فیلم یا ترکیبی و جنگ. گاهی پژوهشگر ساختار را دقیقا تعیین میکند که برای ساختار نمایشی است یا مستند یا غیره. اما گاهی به یک ساختار کلی بسنده میکند. در این صورت میتوان ساختارها را به دو دسته تقسیم کرد. یک دسته از ساختارها ساختارهایی هستند که ارجاعهایی که مخاطب میتواند به آنها رجوع کند میتواند درست یا غلط باشد مثل برنامه های تاریخی یا سیاسی یا اجتماعی یا دفاع مقدس یا برنامه های گفتگو محور یا برنامه های تفسیر و تبیین برنامه های خبری. یک دسته دیگر ارجاع به واقعیت در آنها نیست. مثل برنامه های نمایشی تخیلی یا برنامه های تفریحی و شاد. برنامه های نوع اول به پژوهش برنامه ای دقیقی نیاز دارند. اما در نوع دوم پژوهش به معنای ارجاع به واقعیت ندارد. اما شاید از حیث این که چگونه کار کنیم تا بر مخاطب تأثیرگذارتر باشد بله.
3. مشخص شود مخاطب چه کسی است؟ مردم عادی، فرهیختگان، کودکان، نوجوانان، جوانان و... نباید انتظار داشت برنامه ساز خودش زبان پژوهش را برای مخاطب خاص خودش تغییر دهد.
4. نحوه نگارش پژوهش یک نگارش آکادمیک نیست. ساده نویسی حتما باید رعایت شود. یکی از تفاوتهای اصلی پژوهشهای برنامه ای با پژوهشهای آکادمیک همین است. منظور از ساده نویسی استفاده از واژگان ساده و غیر تخصصی است.
5. کوتاه نویسی رعایت شود. یعنی تبدیل جملات پیچیده و مرکب به جملات ساده و کوتاه.
6. مختصر نویسی – به معنای این که از اطناب ممل اجتناب کنیم و مختصر و مفید بنویسیم.
7. تنوع و ریتم کافی در آن رعایت شده باشد.
8. اجتناب از به کار بردن کلمات و جملات مترادف
9. اگر کار برای تلویزیون انجام میشود حتما هماهنگی با تصویر در نظر گرفته شود. حتما دقت کرده اید که در برنامه های مستند قوی حتی وقتی یک کلمه گفته میشود کاملا با تصویر هماهنگی دارد.
10. جذابیت هنری اساس کار در فعالیتهای رسانه ای است و اگر نباشد ضعف اساسی برای اثر رسالنه ای به حساب می آید. اگر این جذابیت هنری خوب از آب در آید به مخاطب اندیشه ای القاء میکند که مخاطب احساس میکند این اندیشه خودش است نه این که از بیرون گرفته باشد. لذا تأثیر آن ماندگار خواهد بود.








Admin Logo
themebox Logo