تبلیغات
امواج - کلام معتزله و اشاعره - 4

کلام معتزله و اشاعره - 4

تاریخ:یکشنبه 4 دی 1390-07:17 ب.ظ

مطالب قبل

فرق معتزله
معتزلیها خود به فرقه های گوناگونی تقسیم میشوند:
واصلیه، هذیلیه، نظامیه، خابتیه، بشیریه، معمریه، مرداریه، صمامیه، هشامیه، جاحزیه، خیاطیه، جبائیه، بهشمیه

علاوه بر اصول خمسه معتزله عقاید دیگری را هم به آنها نسبت داده اند:
1. انکار ثواب و عقاب نسبت به اموات در قبور
2. انکار سوال فرشتگان نکیر و منکر
3. میزان اعمال دارای واقعیت خارجی است. البته برخی دیگر از آنه میگویند محال است میزان به معنای واقعی و خارجی آن مراد باشد.
4. وجود کرام الکاتبین یا ملائکه ثبت اعمال را انکار میکنند و دلیل آن را این میدانند که خدا از همه اعمال بندگان آگاه است و نیازی به وجود کرام الکاتبین نیست.
5. وجود خارجی حوض و صراط را انکار میکنند.
6. بهشت و دوزخی الان در کار نیست بعدا ایجاد میشود.
7. انکار کرامت اولیاء (شرح تجرید) زیرا اگر اولیاء دارای کرامت باشند با معجزات انبیا مخلوط میشود. این باعث میشود کرامت انقدر زیاد شود که معجزه قبیح شمرده شود و این هنر از دست انبیاء گرفته میشود. (جواب: کسی را ولی خدا میگویند که ادعای نبوت نکند. اسم کار او لذا کرامت است نه معجزه. کرامات هم آنقدر زیاد نیستند که هنر معجزه تحت الشعاع قرار گیرد.)
8. انکار معراج انبیاء
9. کسی که عبادت میکند ثوابش فقط به عبادت کننده میرسد و فایده ای برای دیگری ندارد.
10. دعا اثر ندارد چون مشیت الهی تغییر نمیکند. (جواب: خود قرآن مملو از دعاست. خود خدا فرموده ادعونی أستجب لکم)
11. فرشتگان الهی از انبیاء برترند. (جواب: فکان قاب قوسین أو أدنی. درهایی است که ورودش برای جبرئیل هم بسته است.)
12. مجتهد هرگز در نظر خود به خطا نمیرود.

بحث عقاید خاص معتزله و عقایدی كه به آنها نسبت داده اند مفصل است و در آینده به آن خواهم پرداخت و مدارك و مستندات مربوطه را ارائه خواهم كرد. انشاءالله.

اضمحلال معتزله
معتزلیها قائل به نوعی حریت در بیان نظرات بودند و استدلال را در مسائل اعتقادی لازم میدانستند ولی در بحث کلام خدا و حادث بودن آن به گونه ای عمل کردند که مخالفین خود را ضرب و شتم و شکنجه کردند و کشتند و منجر به تفرقه و اختلاف  شدیدی در بین مسلمانان شد. این اختلاف به گونه ای بود که از آن به عنوان دوره محنت یاد میکنند. وقتی متوکل عباسی بر سر کار آمد عقیده اشعری داشت و به مبارزه با معتزلیها و اذیت و آزار آنان پرداخت و عقیده معتزلیها به تدریج رو به اضمحلال رفت.


اشعریون
ابوالحسن علی بن اسماعیل اشعری از نوادگان ابوموسی اشعری بود که در سال 260 ه.ق. متولد شد و  در سال 324 از دنیا رفت. ابوالحسن اشعری در آغاز معتزلی بود و در نزد جبائی از بزرگان معتزله درس می آموخت. تا 40 سالگی هم جزو معتزلیها بود و از اصول معتزلی دفاع میکرد. وقتی به 40 سالگی رسید 15 روز در خانه معتکف شد. سپس به مسجد آمد. اعلام کرد هر کس مرا میشناسد که میشناسد هر کس نمیشناسد من ابوالحسن اشعری هستم. قبلا معتزلی بوده ام و اصول معتزله را قبول داشتم. میگفتم خدا را با چشم نمیشود دید، انسان در کارهایش مختار است، کلام خدا حادث است و... ولی الان دیگر این اصول را قبول ندارم. اکنون میگویم کلام خدا قدیم است. انسان در کارش مجبور است و خدا را هم میشود دید. از افکار گذشته ام توبه میکنم. بدین ترتیب به مخالفت با اصول معتزلی پرداخت. او در دفاع از عقیده دومش گفته شده که 90 کتاب نوشته است. از مشهورترین کتابهای او کتاب مقالات الاسلامیین درباره فرقه های اسلامی است و به شرح عقاید اهل حدیث میپردازد و در بخش بعدی هم مذاهب مختلف کلامی را مورد بحث قرار میدهد. کتاب الإبانة عن اصول الدیانة از او درباره عقاید اهل سنت است و با ذکر اوصاف احمد بن حنبل آغاز میشود.

ادامه



نوع مطلب : علم كلام  مذهبی 





Admin Logo
themebox Logo