تبلیغات
امواج - کلام معتزله و اشاعره - 3

کلام معتزله و اشاعره - 3

تاریخ:دوشنبه 28 آذر 1390-09:30 ق.ظ

مطالب قبل

کلام خدا از دیدگاه معتزله و اشاعره
در حقیقت و ماهیت کلام خدا دو نظریه مطرح است:
1. معتزله (و امامیه) حقیقت کلام همان حروف و اصواتی استکه به طرز خاصی با هم ترکیب شده اند و معنای مخصوصی هم دارند. انسان چون جسم است از طریق حنجره و مخارج حروف این تکلم را انجام میدهد. اما خداوند که مجرد است حروف و اصوات را در جسم ایجاد میکند. مثلاً ایجاد صوت میکند و ازطریق درخت با موسی تکلم میکند.
2. اشاعره: کلام خدا از نوع لفظ نیست. بلکه کلام یک امر معنوی و نفسی است. حقیقت کلام نفسی نه امر است و نه نهی و مانند سایر کمالات خداند قدیم و زاید است.
در رد دیدگاه اشعریون میگوییم: اگر مراد از کلام خدا قدرت بر ایجاد الفاظ باشد که این به قدرت برمیگردد و اگر مراد علم به الفاظ باشد به علم برمیگردد و اگر چیزی غیر از این دو است باید بیان کنید. در هر حال کلام نفسی مبهم است و مقصود آن روشن نیست.

کلام خدا حادث است یا قدیم؟
معتزله کلام خدا را حادث و اشاعره آن را قدیم میدانند و حق حادث بودن کلام خداست. بر این حادث بودن دلایلی اقامه شده است:
1. اگر کلام خدا قدیم باشد آنطور که اشاعره میگویند و زائد بر ذات هم باشد لازمه اش تعدد قدماست. قدیم بودن یعنی هرچه به عقب برگردیم وجود داشته باشد. زمانی پیدا نکنیم که این کلام نبوده باشد.
2. کلام مرکب از اصوات و حروف است. هر حرفی وقتی حادث میشود که حروف قبل از آن تمام شود. حال آن که قدیم از بین نمیرود و تمام نمیشود.
3. اگر کلام خدا قدیم باشد لازم می آید که العیاذ بالله خدا دروغ گفته باشد. مثلا وقتی میفرماید انا ارسلنا نوحا الی قومه یعنی این کار را از ازل انجام دادیم؟ روشن است که نوح در یک زمان و مکان معین به سوی قومش فرستاده شده است.
4. دلیل نقلی: سوره انبیاء آیه 2 – اقترب للناس حسابهم و هم فی غفلة معرضون  ما یأتیهم من ذکر من ربهم محدث الا استمعوه و هم یلعبون. حساب به مردم نزدیک شده در حالی که این مردم در غفلتند و ازاین حساب روی برمیگردانند. آنچه از ذکر به سوی این مردم فرو فرستاده شد، هیچ ذکر محدثی نبود مگر این که آن را شنیدند و به لهو و لعب کار را گذراندند.  صفت ذکر محدث آمده است: پس در اینجا محدث به عنوان صفت ذکر بیان شده است.

اراده خدا
اراده در مورد خدا معنایی متفاوت از اراده در مورد انسان دارد. درباره انسان اراده به این است که انسان فعلی را تصور کند و سپس به فایده آن فعل علم پیدا کند و در مرحله بعدی به  انجام آن فعل شوق و اشتیاق پیدا کند و عزم بر انجام آن فعل پیدا کند تا در نهایت عضلاتش برای انجام آن کار به حرکت در آید. پس به ترتیب: تصور فعل، شوق انجام فعل، تصمیم به انجام آن، تحریک عضلات صورت میگیرد. آخرین مقدمه ای که در انسان منجر به تحریک عضلات میشود را اراده میگویند. (عزم) درباره خدا این فرایند معنا ندارد. لذا اراده در خدا به معنای علم به مصلحت در انجام فعلی در زمان معینی است. خدا از ازل عالم است که فلان کار در فلان وقت انجامش مصلحت دارد. همین علم سبب انجام این کار در آن وقت معین میشود. با این توضیحات معلوم میشود که اراده جزو صفات ذات و عین ذات است و قدیم.

ادامه



نوع مطلب : علم كلام  مذهبی 





Admin Logo
themebox Logo