تبلیغات
امواج - فلسفه اسلامی را با کدام نگاه بخوانیم؟

فلسفه اسلامی را با کدام نگاه بخوانیم؟

تاریخ:جمعه 13 آبان 1390-08:00 ق.ظ

مگر نه این که ما معتقدیم از فلسفه دین در نمی آید و نمیتوان با فلسفه به جزئیات شریعت رسید؟ پس چرا گفته اند فیلسوف واقعی همان پیامبر است؟  بالاخره کدام حرف را قبول کنیم؟ از فلسفه دین در نمی آید یا فلسفه همان دین است؟

هر دو را می پذیریم. چون ما معتقدیم تمام حقایق هستی (که برای هدایت انسان لازم است) در قرآن آمده است. قرآن کتابی تشریعی است مبتنی بر کتابی تکوینی. هر حقیقتی در قرآن فرموله شده است و هر حقیقت تشریعی را اگر بخواهید در تکوین مشاهده کنید همان وجود خارجی اش میشود. کلام معصوم هم قرآن را شرح کرده است. پس معصوم هم شارح تمام حقایق است. لذا دو شاخص داریم که در همه مراحل کاری باید جلوی چشم ما باشد وگرنه گمراه میشویم. یک شاخص قرآن است و دیگری سنت که مبانی و حقایق اعتقاد خود را از آن دو استخراج میکنیم. اما ورود به این حقایق و معانی و ورود به بطن قرآن و احادیث نیاز به ابزارهایی دارد. یکی از ابزارها آشنایی با زبان عربی است. لذا واجب است عربی را به عنوان مقدمه واجب فرا بگیریم تا بتوانیم قرآن و احادیث را بفهمیم. یکی از ابزارها علوم بلاغی است. دیگری تهذیب نفس یا معلم بودن و درس خواندن و فکر کردن و غیره است. به کار گرفتن هر یک از این امور به جهتی لازم است. بعضی از این امور ابزارند و برخی مقدمه هستند برای ورود به قرآن و سنت. فلسفه از علومی است که ابزار نیست ولی مقدمه ای برای فهم بهتر قرآن و فرو رفتن در اعماق بیشتری از قرآن و کلام معصومین به شمار میرود. اگر فلسفه به دنبال کشف حقیقت است باید برای رسیدن به حقیقت در قرآن و کلام معصوم غوص کند. لذا فلسفه مقصود بالذات نیست و شاخص همان قرآن و حدیث است. هر کس این شاخص را کنار گذاشت گمراه شد. پس در فلسفه هر چه خواستید نظریه پردازی کنید اما در نهایت آن را باشرع مطابقت دهید اگر مطابق نبود فاضربوه علی الجدار. مرحوم ملاصدرا در ابتدای اسفار میفرماید تبت لفلسفة أن یکون قوانینها غیر مطابقة لقوانین الشرع. بریده باد آن فلسفه ای که قوانینش مطابق با قوانین شرع نیست. فیلسوف واقعی کسی است که نتایج اندیشه اش را به شرع عرضه و با آن تطبیق میکند. او با فیلسوفی که ساخته و پرداخته سایرین است فرق دارد. اینجاست که تعریف ما از فیلسوف با تعریفی که غربیان از فیلسوف دارند متفاوت است. به معنایی که گفتیم فلسفه با دین آشتی میکند و این نوع فلسفه از دل اسلام در می آید و آن را فلسفه اسلامی میگوییم. نه این که دین از دل فلسفه بیرون آید که به آن اسلام فلسفی بگویند. این نگاه فیلسوفان مسلمان است. بوعلی هرگاه نمیتوانست مسأله ای را حل کند به نماز روی می آورد و از نماز برای کشف حقایق کمک میگرفت.

در عین حال، این فلسفه اسلامی با کلام اسلامی تفاوت دارد. فیلسوف اسلامی کسی است که ابتدا به ساکن با استفاده از ابزار عقل، تلاش در کشف حقایق دارد؛ ولی متکلم اعتقادات خود را از شرع گرفته و با ذهنیت شرعی، با استفاده از ابزار عقل سعی در اثبات ذهنیات شرعی خود و کشف حقیقت از این طریق دارد.



نوع مطلب : مذهبی  فلسفه 





Admin Logo
themebox Logo