تبلیغات
امواج - تقریرات درس خارج اصول استاد احمد عابدی - 21

تقریرات درس خارج اصول استاد احمد عابدی - 21

تاریخ:شنبه 20 مهر 1392-09:30 ق.ظ

مطالب قبل

جلسه 38


بحث درباره این بود که آیا الفاظ معاملات بر صحیح وضع شده اند یا اعم از صحیح و فاسد. گفتیم اگر این کلمات بر اسباب وضع شده باشند یعنی وقتی میگوییم نکاح، یعنی آن انکحت و زوجت، یا بیع یعنی بعت و اشتریت میشود بحث کرد که بر صحیح یا فاسد وضع شده اند. ولی اگر این کلمات بر مسببات وضع شده باشند یعنی نکاح به معنی همان زوجیت اینجا بحث صحیح و اعم پیش نمی آید. ملکیت یا زوجیت یا وجود دارد یا ندارد. امر دائر بین وجود و عدم است نه صحیح و اعم.
درست مطلب: معاملات اموری اند که عقلا برای امرار معاش جعل کرده اند. همین اجاره و بیع و صلح و جعاله و... برای تنظیم روابط اجتماعی خود درست کرده اند و شارع مقدس هم برخی را امضا کرده ولی چیزی را تأسیس نکرده. بیع و نکاح قبل از اسلام بوده است. چون شاعر کارش امضاست، گاهی مطلق امضا میکند و گاهی با قید و شرط. مثلا معامله ربوی را اصلا امضا نمیکند و باطل میداند. معاملات دیگر را قید و شرطی میزند تا صحیح باشد. مثلا عقد باید عربی باشد نه فارسی. اگر غیر عربی باشد صحیح نمیداند. یا مثلا الان عقلا اینطورند که در معاملات اگر وضع مبیع دقیقا مشخص نباشد باز معامله صحیح است. ولی شارع میگوید باطل است. کسی که آخر شب میوه را یکجا میفروشد عقلا درست میدانند و شارع باطل. در اطلاقات قرآن گاهی اینطور فرموده که احل الله البیع و گاه فرموده اوفوا بالعقود. اگر خداوند بفرماید اوفوا بالعقود، به هر عقدی وفا کنید شامل عقدهای جدید هم میشود. مثلا عقد بیمه که در قدیم نبوده یا خرید و فروش سهام در قدیم نبوده و الان هست. اگر در آینده هم عقد جدیدتری درست شد که الان نیست آن هم طبق اوفوا بالعقود صحیح میشود. چون شارع فرموده هر چیزی که گره بین دو چیز است به آن وفا کنید. گاهی شارع میفرماید احل الله البیع. این شامل غیر بیع نمیشود. اما اوفوا بالعقود شامل هر عقدی میشود. کلمه وفاء به معنی به پایان رساندن است. وقتی خدا میفرماید به عقد وفا کنید یعنی عقد را به پایان برسانید. آیا میخواهد بگوید انشائش را درست بخوانید یا میخواهد بگوید پایبند به مسبب این انشاء باشید؟ اگر کسی بگوید انکحت و عقد را کامل نخواند، آیه میفرماید اینطور نباشد بلکه باید شرایط گفتن عقد کامل باشد یا میخواهد بگوید به لوازم عقد پایبند باشید که مرد خرج زن را بدهد و زن تمکین کند؟ ظاهرا خود وفاء قرینه بر این است که آیه مسبب را میگوید نه سبب را. آیه نمیگوید صیغه را درست و کامل بخوانید بلکه میفرماید نتیجه این صیغه هر چه بود به آن پایبند باشید. بنابراین کلمه اوفوا بالعقود مسبب را میگوید نه سبب را. ولی آیاتی داریم که عقد را میگوید و آیاتی هم نتیجه عقد را میگوید.
 نکته دیگر این که آیا نسبت بین بعت با خود خرید و فروش چه نسبتی است. این که ما یک عقد  و یک نتیجه عقد داریم اینها دو چیزند یا یک چیز؟ تقریبا همه گفته اند عقد سبب است و نتیجه مسبب آن. آنوقت این بحث پیش می آید که اولا کلمه بیع بر سبب وضع شده یا مسبب و صحیح است یا اعم. ولی اگر کسی بگوید کلمه بعت با نقل و انتقال، سبب و مسبب نیستند یا انکحت و زوجت نسبتشان با زوجیت سبب و معلول نیستند بلکه رابطه شان رابطه آلت و ذی الآلت است. مثل رابطه چاقو و بریدن است. بگوییم وسیله زوجیت، این گفتن انکحت و زوجت است. وقتی رابطه اینطور شد، آلت دو جور است: تکوینی و اعتباری. چاقو آلت بریدن است ولی تکویناً. اما انکحت آلت زوجیت است ولی اعتباریاً. نتیجه این میشود که اشکالاتی که آقای نائینی و آیت الله خویی به آخوند گرفته اند جواب داده میشود. به خاطر این که آیت الله نائینی میفرماید اگر مولایی بگوید اقتل زیداً اما نگفت با چی بکش، چون در مقام بیان بوده و قرینه ای هم نیاورده یعنی هر طور کشتی فرق ندارد. وقتی هم شارع میگوید احل الله البیع، اطلاق دارد. چه عربی چه فارسی چه ماضی چه غیر آن. جواب این فرمایش این است که آن اقتل زیداً یک امر تکوینی که باشد، شارع نمیتواند چیزی را که آلت قتل نیست، آلت قتل قرار دهد.در امور تکوینی شارع دستش کوتاه است. اما وقتی میگوید احل الله البیع، میتواند چیزی که آلت بیع است را بگوید آلت بیع نیست و چیزی که آلت بیع نیست را میتواند بگوید هست. پس این تشبیه نادرست است. به عبارت دیگر، اقتل زیداً اطلاق دارد اما در احل الله البیع اطلاق ندارد. حتی چیزی که آلت است را شاید شارع بگوید قبول ندارم. پس این اشکالات آیت الله خویی و نائینی وارد نیست.
میتوان گفت در میان عرف و عقلاء الفاظ معاملات برای اسباب وضع شده اند. و این اسباب صحیح و اعم در آنها قابل تصور هست. یعنی همین صیغه بیع را میتوان گفت بر صحیح وضع شده یا بر اعم. مثلا شارع ادعا میکند چیزی را که عقلاء سبب میدانند با قیدی سبب است یا بدون قیدی سبب است. اگر کسی قائل به اعم باشد، روشن است که میتواند به اطلاق تمسک کند. اعمی ها میگویند احل الله البیع دلالت بر زبان صیغه ندارد و تمسک به اطلاقش میکنیم. صحیحی ها میگویند لفظ بیع بر صحیح وضع شده و هرجا شک کردیم باید احتیاط کنیم اما صحیحی ها میگویند شارع لفظ بیع را بر چیزی وضع نکرده. همان چیزی که مردم گفتند خرید و فروش به همان اجاره یا بیع گفته میشود. صحیح یعنی هر چیزی که عند العقلاء بیع و اجاره است. وقتی صحیحی ها شک میکنند که بیع باید عربی باشد یا نه، میگویند احتیاط لازم نیست کنید. چون نکاح یعنی آن که عقلاء به آن نکاح میگویند. و من شک دارم نکاح فارسی که عقلاء به آن نکاح میگویند، شارع همین را گفته که وفا کنید یا نکاح عربی را گفته وفا کنید.

اداامه



نوع مطلب : اصول فقه 





Admin Logo
themebox Logo